روزگاز+دروغ+سیب+عدالت+منتظران ظهور+عشق+ایران

روزگار

روزگاریستـــــــــــــــ که در آن همه محفظه ها میشکند

درو دیوار به هم میریزد   پرو پیمان همه جا می شکند

روزگاری که در آن عشق خدا ناپیداست  ظلمتو دوزو کلک از همه جایش پیداست

راستی...چه غریب است خداوند عزیز         و چه مردم دار است آن شیطان پلید

-منظورم از محفظه حرمت بود

 

دروغ

چه زیبا می نگارد این دروغ

می نگارد بر همه............

می نگارد بر همه تا که بگوید معنی آن سجده ناکرده اش!

 

سیب

چه موجود عجیبیست...

این همه آدم از آن عرش خدایی بر زمین کوفت

و لیک بر سر سفره ما مینشیند هنوز...........

 

عدالت

عدل و عدالت همه جا پابرجاست

باورت نیست عزیز....................

برو بر پایین شهر نگری انداز تو(باورت خواهد شد)!

 

(ظهور)

مهدیا منتظرت هستموخواهم بود لیک..

من فراموشم شده صبحانه دیروز خود را

آن یکی برده ز یادش قرض مردم

این همه نامردی از ماست قبول......

تو ببخشای به لطف و کرم الله ات

(اللهم عجل الویک الفرج)


عشق

عشق همانجاست که فکرت آنجاست

عشق خود را بر ترازویی بذار 10گرم 100شای وسنارّش بکن

تا بدانی هر دم صبح ازبرایــــــ چه تو بر می خیزی ای دوست

من که خود مبهوت آن پروانه گردون دور شمع ماندم

او همان پروانه مبهوت نوریست که می سوزاندش

لیک ما نوری به آن حجمو ابهّت را نمیبینیم عجب!

 

میهنم

جان نیمه صادق من بر فدای میهنم

آن تن آواره من بر فدای میهنم

هر که دستش را درازا آورد بر میهنم

من کنم از ته ز ساطور از برش

تا که یک بار دگر فکری نیاید بر سرش

جان من جانان من ای میهنم.....

7 سال پیش