آهنگ حراج محسن چاوشی

تعنه به تعنه میگن و خسته نمیشن آدما
با این همه زخم زبون مثل آتیشن آدما

عروسی تو با کیه که من خبردار شدم
کی اومد و چی گفت که من پیش چشات خار شدم

روز عروسی تو و عزا گرفتنه منه
تو شادی و ببین که غم چه جور دلم رو میشکنه

خیال نمی کرد دلم که بی خیال من بشی
اما تو بی خیالی و محاله مال من بشی

منتظرم نموندی تو ازدواج کردی
آتیش زدی به هستیم عشق و حراج کردی

مرده ی خنده هاتو به خاک غم سپردی
رفتی و این غمار و از من ساده بردی

روا نبود که این جوری از دل تو جا بمونم
روا نبود با این همه تنهایی تنها بمونم

حیف دلم که پیش تو مونده و به هیشکی دل نبست
حیف دله صبور من که عاشقت بوده و هست

روا نبود که این جوری از دل تو جا بمونم
روا نبود با این همه تنهایی تنها بمونم

حیف دلم که پیش تو مونده و به هیشکی دل نبست

حیف دله صبور من که عاشقت بوده و هست.

7 سال پیش